ماهیگیری ورزشی ، طبیعت گردی ،ایرانگردی
مریوان - دریاچه زریوار

از سنندج به سمت مریوان حرکت میکنیم.فاصله سنندج تا مریوان حدود ۱۲۰ کیلومتر می باشد و جاده ای کوهستانی و پرپیچ وخم دارد . تانکرهای حمل مواد نفتی که بیشتر آنها عراقی هستند ، کار حمل ( قاچاق) سوخت به کشور دوست و همسایه را انجام میدهند لذا این مسیر ۱۲۰ کیلومتری در بهترین حالت با سبقت های غیر مجاز مکرر از تریلرها بیشتر از دو ساعت طول میکشد!

مریوان شهر بسیار دیدنی است و مهمترین مزیت آن مردمان خوب و دوست داشتنی آن است که من در ایران نمونه آنرا کمتر دیده ام.به معنای واقعی مهمان نواز هستند. نمیدانم در کدام شهر ایران موقعی که در پمپ بنزین خودرو خود را سوخت گیری کنید به شما تعارف میزنند که قابل ندارد؟!

بازار شهر مریوان مملو از اجناس خارجی ( بهتر بگویم چینی) است.اما وسایل صوتی و تصویری عرضه شده در آن نسبت به قیمت  شهرهایی مانند تهران خیلی ارزانتر است.لذا سفر به این شهر هم فال است و هم تماشا . پیشنهاد میکنم به اتفاق خانواده برای گردش و خرید به این شهر مسافرت کنید.

ادامه مطلب

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 11:32  توسط majid  | 

  آموزش عملی ماهیگیری (۲)

همانطور كه ميدانيد رودخانه هراز هم قزل آلاي رنگين كمان دارد و هم خال قرمز ، كنار رودخانه حركت ميكرديم و من آهسته نظاره گر او بودم. طرز گرفتن چوب و نخ در دستان و تمركز روي قلاب پرتاب شده حالت خاصي داشت (متاسفانه انرا بصورت نوشتاري نمي توانم توضيح بدهم).بر خلاف من و مهرداد كه اكثرا وسط چاله آبها رو هدف قرار ميداديم او بيشتر كناره هاي اب و يا بهتر بگويم زير پايش قلاب مي انداخت بصورتيكه واقعا آدم باورش نميشد اين محل ماهي داشته باشد ، البته خيلي مواظب بود تا سايه خودش و چوبش درآب پيدا نباشد.

 ناگهان با آهي بلند گفت يك خال قرمز بزرگ را از دست دادم؟ من كه متوجه چيزي نشده بودم ! پرسيدم از كجا فهميدي خال قرمز بود ونه رنگين كمان:

ايشان در توضيح مي گفت ازنحوه نوك زدن به قلاب آنرا تشخيص ميدهم.خال قرمز تنها يكبار به قلاب نوك  ميزند و تقريبا قلاب را در دهان خود نگه ميدارد و بسرعت انرا رها ميكند چنانچه در اين لحظه خاص متوجه موضوع بشوي و عكس العمل نشان دهي آنرا خواهي گرفت.درصورتيكه رنگين كمان در زمان حمله به طعمه بصورت متوالي نوك ميزند و قاعدتا گرفتن ان نيز خيلي راحت تر مي باشد. ايشان دوبار نوك زدن خال قرمز را محال ميدانست و ميگفت شرط موفقيت همان تشخيص مرحله اول و صيد ان در لحظه موعود است. اما رنگين كمان را ماهي خرفت ميدانست كه اگر حتي انرا بارها بگيري و در آب رها كني مجددا به همان قلاب حمله كرده و صيد ميشود!!

راستي يادم رفت كه بگويم طعمه مورد استفاده كرم خاكي بود كه بصورت دقيقي از طرف ايشان از نظر سايز و مرغوبيت انتخاب و در تمام مراحل ماهيگيري با وسواس فراوان در يك محل خنك و بدور از آفتاب براي حفظ كيفيت انان نگه داري ميشد.

نديديم با يك كرم كه حتي ظاهري سالم هم داشت بيشتر از دو يا سه پرتاب انجام بدهد و بسرعت آنها را عوض ميكرد.كرم را از نيمه وارد قلاب ميكرد و آنرا طوري روي قلاب قرارميداد كه اولا كل قلاب پوشيده ميشد و ثانيا  ابتدا و انتهاي بدن آن بصورت آزاد از اول و آخر قلاب بيرون زده و كاملا كرم زنده در آب در حالت تقلا باشد.

يك خال قرمز گرفت و مجددا به حركت ادامه داد. پنجاه قدم بالاتر نرفته بوديم كه يك رنگین کمان  گرفت. تمام مراحل و نحوه گرفتن و پرتاب قلاب و...همه و همه را بدقت نگاه ميكردم و احساس ميكردم حالا مي توانم من هم  ماهي در آب را احساس كنم و آنرا صيد كنم. اما قلابم را همراه نداشتم ، از او خواهش كردم كمي استراحت كند تا من آموخته هاي  خود را با چوب او امتحان كنم، بسرعت و با تمركز قلاب را در محلي كه مناسب ميدانستم پرتاب كردم و لحظاتي بعد قلاب با  قزل آلاي رنگين كمان صيد شده از آب خارج شد. تقريبا راضي شده بودم و فهميدم تا حدودي فوت و فن مزبور را آموخته ام. چوب و چرخ را به او برگرداندم و كمي بالاتر رفتيم. حالا مهرداد نيز در كنار ما ايستاده بود و تلاش ميكرد ماهي بگيرد. اين بار چوب و چرخ مهرداد را گرفتم و روي تخته سنگ كوچكي كه كنار آب بود پريدم : اولين پرتاب به سمت چپ و صيد قزل آلاي ديگر و لحظه اي بعد سمت راست دقيقا زير پايم يكي ديگر را از آب خارج كردم.حالا مورد تشويق استاد قرار گرفتم و او گفت ديدي به همين سادگي  بود!البته هر سه تا ماهی گرفته شده توسط من رنگین کمان بود.

صداي پارس سگي وحشي كه در نزديكي  محوطه حوضچه پرورش ماهي بگوش ميرسيد ما را از ادامه مسير بر حضر ساخت . ساعت دو بعدازظهر شده بود  و براي صرف ناهار و چرت نيمروز به محل استقرار اصلي خودمان برگشتيم.

من كه مي بايست  به تهران برميگشتم لذا ساعت چهار از دوستان خداحافظي كردم و با حالتي كه نشان از رضايتمندي از كارگاه آموزشي داشت (بدون همراه داشتن ماهی)به تهران برگشتم. بعدا سوال كردم او در ان روز تا غروب تنهایی 25 عدد قزل آلا صيد كرده بود( بیشتر از ۲۰ عدد آنرا خودم ظهر در یخدانش دیدم).

فقط اي كاش كمي هم در رها سازي ماهي هاي صيد شده همت ميكرد چون اگر قرار باشد همه ما می توانستیم در هر روز ماهيگيري 30 تا 40 عدد قزل آلا که اکثرا هم خال قرمز باشد،بگيريم ديگر فاتحه ....... بنظر من جدای مسئله تعداد ماهی های صید شده و نگهداری شده توسط ایشان ،اين جوان يك استثنا  است كه هوش و استعداد خارق العاده اي در صيد قزل آلا دارد كه من تا كنون در هيچكس ديگري به اين ميزان نديده ام.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۸۹ساعت 12:39  توسط majid  | 

 

براي آموختن هر فرصتي را غنيمت مي شمارم

هر چند فصل صيدماهي قزل آلا در اطراف تهران به پايان رسيده ، اما امسال خاطراتي  از برنامه هاي ماهيگيري دارم كه سعي ميكنم به مرور در موقعيت مناسب براي دوستان عزيزم تعريف كنم.

چندين بار براي صيد قزل آلا به منطقه رودخانه هراز ( پايين منطقه آب اسك ) رفته بودم ودر آشنايي با تعدادي از دوستان ماهيگير تعريف يك ماهيگير جوان و متبحر را شنيده بودم كه مهارت خاصي در صيد قزل آلاي خال قرمز دارد.ليكن فرصت ملاقات حضوري و آشنايي با ايشان و روش كارشان برايم ميسر نشده بود.

تا اينكه از طريق يكي از دوستان بعد از كلي صرف وقت ، هماهنگي لازم انجام شد تا در يك روز خاص همديگر را در كنار رودخانه هراز ملاقات كنيم.

نكته قابل توجه اي كه در تعاريف ماهيگيري اين فرد شنيده بودم اين بود كه در يك برنامه ماهيگيري توانايي صيد تعداد زيادي ماهي  قزل آلا ( خصوصا خال قرمز )را دارد !

هر چند بنده شخصا هيچگاه ادعايي در اين زمينه  نداشته و ندارم اما برايم جالب بود بدانم چطور ميشود عده زيادي از ماهيگيران حاضر در كنار رودخانه مثل خود من از صبح تا بعدازظهر كل رودخانه را بالا و پايين ميكنند و سر آخر يا دست خالي برميگردند يا حداكثر موفق به صيد 2 تا 3 عدد ماهي  ميشوند ، ليكن او به اينصورت ....

البته جا دارد تاكيد نمايم كه بيشتر حس كنجكاوي و يادگيري تكنيك ها ي بكار برده شده مشوق من بود ،  چون نه نيازي احساس ميكنم و نه اعتقادي دارم كه بخواهم ماهي زيادي صيد كنم و دمار از روزگار رودخانه و ماهي در بياورم.فكر ميكنم دوستاني كه تا بحال مطالب بعضا کسل کننده اين وبلاگ را مطالعه كرده اند در يافته باشند كه خدا را شكر در برنامه هاي ماهيگيري اينجانب يا  ماهي صيد نشده و يا اگر هم خبري از ماهي بوده ، تعداد كم و غير قابل توجه مي باشد.

بله روز موعود ساعت 8 صبح با يك نوع ريسه وقلاب و طعمه مشترك از محلي خاص در كنار رودخانه شروع بكار كرديم ، خوب من كمي عقبتر حركت ميكردم و ايشان به اتفاق يكي از دوستان خوبم يعني مهرداد جلوتر از من قلاب مي انداختند. حدود يك ساعتي به همين منوال جلو رفتيم ، جالب بود بدانيد در نگاه اول چيز خاصي را در  حركات و ماهيگيري ايشان مشاهده نمي كردم و فقط از دور  پرسيدم  تا حالاچند تا گرفتي ؟ كه  با اشاره دست عدد چهار را نشان داد!؟

پيش خودم فكر كردم حتما من تمركز و دقت كافي را ندارم و يا انچنان كه بايد تلاش نميكنم لذا سعي كردم  حواسم را جمع كنم و جدي تر باشم.فاصله ما با هم زياد شده بود و من تنهايي رودخانه را قلاب مي انداختم و تا حدود ساعت يك بعداز ظهر يك عدد قزل آلاي رنگين كمان را صيد كرده بودم.چوب و چرخ و كوله پشتي را جمع كردم و آنها را در محلي گذاشتم و تصميم گرفتم ساعتي را بدون قلاب در كنار ايشان حركت كنم( به اصطلاح پشت دست قرار بگيرم).

ايشان به همراه مهرداد به سمت مقابل رودخانه رفته بودند و در حال ماهيگيري بودند. اولين سوال درلحظه ملاقات دوباره در مورد تعداد ماهي هاي صيد شده بود كه تقريبا برايم باور نكردني بود بله 15 عدد قزل آلاي خال قرمز!!گرفته بود. حالا اينجانب با 45 سال سن و بيشتر از 35 سال سابقه قلاب دست گرفتن به دنبال يك جوان 24 ساله عجوبه و بااستعداد ميرفتم تا بدانم چكار ميكند و چگونه است كه او ماهي ميگيرد ولي ما موفق نيستيم؟

ادامه داستان در پست های بعدي....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 11:31  توسط majid  | 

موزه سنندج

عمارت سالار سعید ساختمانی تاریخی و محل موزه سنندج است،این موزه در خیابان امام کوچه حبیبی و در بخش برونی عمارت ملا لطف الله شیخ الاسلام قرار دارد و در آن آثار و اشیاء تاریخی کشف شده از استان و سایر نقاط  ایران به نمایش گذاشته شده‌است. اروسی موزه سنندج یکی از نمونه‌های اروسی سازی و کار استادکاران سنندجی می‌باشد.

ادامه مطلب

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 10:5  توسط majid  | 

آغاز ساخت درياچه 160 هكتاري پارك چيتگر

کلنگ احداث دریاجه مصنوعی چیتگر توسط محمد باقر قالیباف شهردار تهران به زمین زده شد۳/7/89

هزینه تملک و احداث این دریاچه حدود800 میلیارد تومان برآورد شده است که قرارست فاز اول آن 30 ماهه تا قبل از نوروز سال 92 به بهره برداری برسد . بنابر این گزارش با توافقات حاصله میان شهرداری تهران با وزارت نیرو مقررشده تا سالانه 5 میلیون متر مکعب آب به صورت مستمرازمحل رودخانه کن به این دریاچه اختصاص یابد . از جمله برخی تاثیرات احداث دریاچه مصنوعی چیتگر ، اشتغال زایی، توسعه فضاهای گردشگری و تفرجگاهی ، تلطیف و افزایش رطوبت هوا ، کنترل سیلاب های حوضه شمالغرب تهران ، افزایش کیفیت های زیست محیطی شهر ، ذخیره آب و ....اعلام شده است.(منبع همشهري آن لاين)

عكسها از خبرگزاري مهر

خدا را شكر اجراي پروژه اي كه از دهه 40 در تهران مطرح بوده بالاخره با همت شهرداري تهران آغاز شد ، اميدواريم با بهره برداري از اين طرح قدمي موثر در ايجاد مكان هاي ماهيگيري و آموزش و اشاعه فرهنگ ماهيگيري ورزشي برداشته شود.

همانگونه كه ميدانيد در تهران و اطراف آن نمونه هاي از اين درياچه هاي مصنوعي وجود دارد مانند : ارم ، ورزشگاه آزادي و..كه بعضا پرداختن به ورزش ماهيگيري در انها با مشكلاتي مواجه شده است.

مي خواستم از فرصت پيش آمده استفاده كنم و درياچه اي را در نزديكي شهر تهران كه امكانات خوبي از نظر انجام ورزشهاي آبي داراست معرفي كنم:

درياچه فشافويه

آشنايي من با اين درياچه از طريق وبلاگ  وزين و پرمحتواي  بیا تا برویم بوده و جا دارد از مقاله خوبي كه خانم منفرد در اين زمينه نوشته اند تشكر كنم.

درياچه براي انجام ورزشهاي آبي ( اسكي روي آب ، جت اسكي ، قايق سواري و ...) مورد استفاده قرار ميگيرد و همچنين در پيست دور درياچه نيز با خوردروهاي دو ديفرانسيل مسابقات  آف رود و تمرينات آن انجام ميشود.

طی تماس تلفني كه با اين مجموعه داشتم متاسفانه با وجود اينكه درياچه ماهي دارد ، مجوز صيد ماهي صادر نميشود.تلاش اينجانب براي صحبت با مديريت اين مجموعه  موفقيت آميز نبود. اما فكر ميكنم مذاكره با مسئولين و ارزيابي حضوري از محل درياچه راهگشا باشد.

عکسها از سایت دریاچه تفریحی تهران

آدرس : اتوبان تهران قم - کیلومتر 18 بعد از عوارضی - کیلومتر 5 بعد از زیر گذر اتوبان (تقاطع رباط کریم ) به سمت حسن آباد. دریاچه تفریحی تهران

سايت درياچه تفريحي تهران :   http://www.tel-co.ir/home-fa.html 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر ۱۳۸۹ساعت 9:12  توسط majid  | 

كردستان – سنندج

 مركز استان كردستان در سال 1046 ه ق در زمان حكومت سلسله صفويه و در دوران شاه صفي توسط سلمان خان اردلان ساخته شده است.نام سنندج معرب شده سنه دژ است.

 اواخر شهريور ماه فرصتي دست داد  تا از چند شهر استان كردستان باتفاق خانواده ديدن كنيم. در زمان جنگ در  برخي از شهرهاي مرزي كردستان حضور داشتم ولي هيچگاه به سنندج نرفته بودم.صبح از تهران حركت كرديم و بعد ازظهر به سنندج رسيديم فردا مي خواهيم به سمت مريوان برويم. فرصت زيادي براي بازديد از شهر نداريم لذا با عجله هسته مركزي شهر را انتخاب ميكنيم . اول بازار قديمي شهر كه بخاطر خريد بازگشايي مدارس بسيار شلوغ و پر هياهوست. داخل بازار سراغ حمام خان ميرويم.

ورودي حمام خان

ادامه مطلب

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ساعت 20:50  توسط majid  |