ماهیگیری ورزشی ، طبیعت گردی ،ایرانگردی
 آمستردام ۴

پياده روي ما بسمت موزه ونگوگ ادامه پيدا كرد و در نزديكي موزه با پارك بزرگي برخورد كرديم كه حروف آمستردام را در آن نصب كرده بودند:

بالاخره به موزه ونگوگ آمستردام رسيديم و با اشتياق وارد موزه شديم:

دوربين فيلم برداري  و عكاسي را آماده كرده بوديم كه متوجه شديم در اين محل كلا عكاسي و فيلم برداري ممنوع مي باشد:اگر اجازه بدهيد چند تابلو از اين موزه كه در سايت هاي ديگر موجود است را با هم مشاهده كنيم:(با کلیک روی عکسها به لینکهای اصلی دسترسی خواهید داشت)

 نقاشی ونگوگ از چهره خودش

 

در پايان سفر چند ساعته خود به آمستردام ،در راه رسيدن به ايستگاه قطار وارد يك مركز تجاري شديم بد نيست چند عكس هم از پنيرهاي هلندي و پياز گلهاي لاله هلندي كه در معرض فروش گذاشته شده بود ببينيم:

 

  آمستردام را با تمام زيبايي هايش ترك ميكنيم .

با تشكر از حوصله  تمامي همراهان عزيز.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی ۱۳۸۸ساعت 12:39  توسط majid  | 

 آمستردام ۳

تصميم گرفتيم با استفاده از نقشه شهر ، پياده به سمت موزه ونگوگ برويم ( يكي از دلايل اصلي سفر ما به آمستردام). طبق معمول همه جا بناهاي زيبا ، رودخانه ها و پل ها و مناظر چشم نواز جلب توجه ميكند:

 

يكي از وسايل نقليه مهم و كارا در اين شهر دوچرخه است :

 

در حال عبور از خياباني با عكاسي كه عكسهاي وحشتناك با گيوتين و تبر مي انداخت برخورد كرديم اين خانم هم براي جلب مشتريان بيرون مغازه ايستاده بودند . زحمت كشيدند و براي خوانندگان وبلاگ خال قرمز هم يك ژست جانانه گرفتند:

همه جاي دنيا اين نوازنده هاي دوره گرد بساط كار  وكاسبي خود را پهن ميكنند ، البته اين بنده خدا ها  در بند تيپ وقيافه و اين مسائل نيستند يا زيادي...

هورش ، هومن(پسرخاله هاي عيال) و ارشيا. ماشالله وقتي بچه ها تو خارج زندگي ميكنند چند تا زبان زنده دنيا رو ياد مي گيرند مثلا همين هومن (نفر وسطي) آلماني ، انگليسي ، فرانسوي و هلندي رو مثل زبان مادريش حرف ميزند ، تو قطار خنده ام گرفته بود با برادرش آلماني حرف ميزد ، بابقل دستي فرانسوي گپ ميزد بما فارسي جواب ميداد و...تعجب كردم، گفت خودمم قاطي كردم !

 

اين قدر خيابانها تو در تو  هستند كه حتي از روي نقشه هم گيج شديم ، مجبوريم آدرس بپرسيم ، آمستردام مردماني مهربان دارد.

اين مطلب ادامه دارد......

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۸ساعت 14:35  توسط majid  | 

 آمستردام ۲

در ادامه گشت وگذار در آمستردام از كنار موزه مادام توسو عبور ميكنيم ، نميدانم تا چه حدي با مادام توسو آشنايي داريد ، ايشان يك راهبه هنرمند بوده كه  درقرن 17 ميلادي اقدام به بر پايي نمايشگاه مجسمه هاي مومي بسيار طيبعي از چهره اي مشهور و مطرح جهان در انگلستان نموده و تا به امروز كارش توسط علاقه مندان به اين موضوع ادامه يافته.

موزه مادام توسو  به جز لندن شعبه‌هایی در شهرهای  آمستردام،  برلین ،لاس وگاس،نیویورک، هنگ کنگ،  شانگهای و  واشنگتن دی سی دارد.


موزه مادام توسو ، آمستردام

افراد زيادي در صف ورود به موزه در انتظار بودند ، هزينه بليط بازديد از موزه نيز به نسبت خيلي گران بود و فرصت كمي هم براي بازديد داشتيم به همين خاطر از ديدندش منصرف شديم . البته حدود 6 يا 7 سال پيش تعدادي از مجسمه هاي موزه مادام توسوي را در فرهنگستان نياوارن – تهران مشاهده كرده بوديم . بد نيست تعدادي از عكس هاي مجسمه هاي نمايش داده شده را به اين بهانه در معرض ديدتان قرار دهم ، حالا شما به عنوان موزه مادام توسو هلند از من قبول كنيد:

مجوعه مجسمه هاي نمايش داده شده در موزه هاي توسو اكثرا مربوط به افراد مشهور از رجل سياسي ، علمي..... ويا بعضا افرادي كه از نظر ظاهري عجيب الخلقه بوده اند  ، مي باشد.از اول بگويم كه همه اين افراد واقعي بوده و در سالهاي قبل  زندگي ميكردند و مشخصات كامل آنها در كنار هر مجسمه ذكر گرديده بود:

مرد دو كله اي ، چقدر قشنگ موها و محاسن ايشان اصلاح شده! تا آنجايي كه يادمه در توضيحات نوشته شده بود كله بالايي قادر به تكلم نبوده است.

آقايي كه پشت سرش هم يك صورت كامل داشت! آنقدر صورت پشتی صدا درآورده که ایشان دیوانه شده و مرده است

گارسون يك چشمي! فكر نكنم دوست داشته باشيد ايشان از شما پذيرايي كند

زن خوك نما و مردي با دست هاي خرچنگي

مردي با چهار چشم ، وقتي مي گويند چهار چشمي نگاه ميكنه يعني اينجوري: باور كنيد هيچ وقت نمي تونم به چشم هايش خيره بشم و احساس سرگيجه ميگيرم. امتحان كنيد؟

مردي با سه چشم، چيه نگاه ميكني؟

كروس مك دانل :(زشت ترين زن جهان).در دنيا از نظر زشتي صورت مقام اول را داشته است ، سه بار ازدواج كرد داراي يك پسرطبيعي و زيبا بود.او در سال 1958 از دنيا رفت.

خانمي با چهار پا : همين است كه مي گويند دو تا پا داشت دو تا هم قرض گرفت!

كوچكترين زن دنيا با 48 سانتي متر قد

مرلين مونرو:من كه مثلا ايشان رو نمي شناسم ،شما رو نميدونم !؟ ولي فكر كنم اين يكي از دست مسئولين برگزار كننده در رفته بود..

اين آقا هم با دماغ شاخ كرگردني نياز به يك پزشك جراح زيبايي دارند، اين قدر خانم ها گير ندهند بيني ما زشته!

مثل اينكه تعداد عكس هاي اين پست زياد شد ، در خاتمه دو عكس هم از مجسمه هاي دو چهره مشهور:

ببخشيد مقداري شوخي كردم، بعضي از اين بندگان خدا تقصيري در اينكه شكل ظاهريشان اين گونه بوده نداشته اند....

خدايا از نعمت هايي كه بما عطا كردي و از شكرش غافليم ممنون

اين مطلب ادامه دارد.....
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۸ساعت 9:1  توسط majid  | 

  آمستردام ۱

با توجه به نزديكي هلند به محل اقامت ما در آلمان(كلن) تصميم گرفتيم به اتفاق دوستان سفر يكروزه اي با قطار به آمستردام داشته باشيم . راه آهن آلمان براي افرادي كه بصورت خانوادگي قصد مسافرت يكروزه با استفاده از قطار را داشته باشند ، و از چند روز قبل اقدام به خريد بليط كنند تخفيف ويژه اي را ميدهد .مثلا مي توان همين مسير كلن به آمستردام را با 4/1 هزينه معمول طي كرد.

ايستگاه مركزي قطار كلن

رفت ما با اولين قطار و برگشت با آخرين قطار آن روز انجام ميشد . حدودا شش ساعت بيشتر فرصت ماندن در آمستردام را نداشتيم  و مي بايستي از اين زمان به نحو احسن استفاده مي كرديم .

پس از گذشت سه ساعت به ايستگاه قطار در شهر آمستردام رسيديم ، ساختمان ايستگاه از  بيرون شكل جالبي دارد:

 

اكثر ساختمان هاي مركزي شهر سه يا چهار طبقه بنظر ميرسند، تصميم مي گيريم از اتوبوس هاي بدون سقف براي گردش در شهر استفاده كنيم.

يك روز آفتابي  و بسيار گرم را تجربه ميكنيم . رودخانه، آب و بناهاي زيبا  در كنار هم هماهنگي خوبي دارند. نميدانم  چرا همه چيز به يك صورتي كوچك  و جمع و جور بنظر ميرسد.

اتوبوس در محل كارخانه الماس توقف كرد و  جهت بازديد وارد كارخانه الماس شديم:

ماشين آلات تراش الماس در حال كار و همچنين جواهرات ساخته شده و توضيحات كارشناسان كارخانه در مورد انواع الماس و كيفيت و قيمت هاي آن ...

 

اين مطلب ادامه دارد........

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر ۱۳۸۸ساعت 22:56  توسط majid  |