ماهیگیری ورزشی ، طبیعت گردی ،ایرانگردی

دوست داشتم عنوان اين مطلب را ماهيگيري در بهشت  مي گذاشتم  اما  رفتن به  عمق جنگل هاي شمال و لذت ديدن مناظر زيبا و استنشاق بوي عطر گياهان و... را نمي توان  تنها به ماهيگيري در كنار يك رودخانه محدود كرد.

 

 

با توجه به اينكه تردد با خودروي سواري در جاده اي كه ما را  به عمق  جنگل  راهنمايي ميكند امكان پذير نيست  ، پاي پياده براه مي افتيم . ( در زمان بارندگي نيز بعلت رسي بودن خاك منطقه  هيچ نوع خودرويي  نمي تواند درآن تردد كند)

 

جاده اي پر شيب و نفس گير كه حسابي عرق آدم را در مي آورد.

 

انتهاي مسير جاده  و ورود به جنگل پر از درخت  با  انواع تمشك هاي خاردار و گزنه هاي سوزان كه اثرات انها هنوز روي سر وصورت و بدنمان باقي مانده است .( راهنما : محسن دوست عزيزم با سفيدي  كرم ضد آفتاب!)

 

جنگل از نماي دور به سبزي ميزند اما بايد گفت امسال با توجه به خشكسالي و گرماي زياد  كف جنگل  همانند خزان  پر از برگ زرد و خشك درختان است.

اولين خطر رفتن به عمق اين جنگل  گمشدن است كه خيلي  راحت اتفاق مي افتد. بايد در مسير يابي خيلي دقت كنيم...

 

آخرين بار يكه اينجا بودم به  سه سال قبل برميگردد ، در يك روز باراني و سرد پاييزي . جای مهرداد خالي.

خاصيت جنگل هاي شمال اين است كه هر جاي آن يك حالتي دارد :  در جايي درختان زياد و بهم فشرده ،  جايي بوته  و در جايي ديگر چمن زار ....

 

از دور صداي جريان آب رودخانه را مي شنويم و مطمئن ميشويم كه مسير را درست آمده ايم:

 

رودخانه اي كوچك  با آبي سرد و زلال و صد البته محل زندگي قزل آلاي خال قرمز...

 

 

آب بسيار شفاف است و براي گرفتن ماهي بايد حسابي اصول استتار و سكوت را رعايت ميكرديم.  با اين حال كه لباس مناسب بر تن كرده ايم باز در حالتي نشسته در پشت درختان و تخته سنگها مخفي مي مانيم و قلاب مي اندازيم....

 

يكي از ماهي صيد شده توسط من ( تصوير بزرگتر)

زبان از توصيف اين همه زيبايي ناتوان است . كدام نقاش چيره دست روي بدن  وباله های اين ماهي اينگونه خال هاي قرمز را كشيده  ؟!

يكي ازماهي خیلی کوچک صيد شده توسط محسن 

نكته قابل توجه سايز كوچكتر ماهي هاي صيد شده نسبت به سنوات قبل است،همه آنها را آزاد ميكنيم.

البته خود من در حدود 10 سالي كه با اين رودخانه آشنا شدم ، بزرگترين اندازه ماهي آنرا حدود 20 سانت  ديده ام.

محسن از قول پدربزرگش نقل ميكند كه زماني در گذشته اي دور ماهي هاي آزاد و سفيد دريايي ( قبل از احداث سد ها ) براي تخم ريزي به اين رودخانه و حتي شعبات كوچكتر آن مي آمده اند!!

 

كنار رودخانه بسمت بالا حركت ميكنيم تا به آبشار برسيم:

 

تا حالا بالاتر از اين آبشار نرفته ايم و نميدانيم چطور است و اصلا ماهي دارد يا نه؟

 

بايد فكر برگشتن هم باشيم ، مسير طولاني  در پيش داريم و بزرگترين دغدغه پيدا كردن راه درست برگشت است.

 

از كف رودخانه شيب هاي تندي را بايد بالا برويم ، يكساعتي در جنگل جلو ميرويم  ساعت پنج بعدازظهر است و شك داريم  مسير صحيح را ادامه داده باشيم. هر دو دلهره خاصي داريم ولي چاره اي نيست . بعد از مدتي به يك كلبه جنگلي خالي از سكنه ميرسيم كه تا بحال در اين چند سال آنرا نديده ايم ! سر و كارمان به بوته هاي خاردار و بهم تنيده ميخورد . مسير را كمي اصلاح ميكنيم و خدا را شکر بعد از مدتي  با  كمي اشتباه به ابتداي ، جايي كه داخل جنگل شده بوديم ميرسيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۰ساعت 11:0  توسط majid  |