|
|
|
|
|
كنيا - حيات وحش ماساي مارا (بخش دوم)
با اصرار ما دانیل قبول میکند ما را تا رودخانه مارا ریور (mara river)همراهی کند . این رودخانه تقریبا یک رود مرزی است که آنطرف ان کشور تانزانیا قرار دارد و هر ساله حیواناتی نظیر گاو وحشی برای مهاجرت تن به آب ان میدهند و احتمالا شما هم صحنه های شکار گاو ها توسط کرکودیل ها را در این رودخانه دیده اید. راننده و دانیل روی صندلی های جلو می نشیند و خانواده چهار نفره ما هم در روی صندلی عقب ، حدود ۳۰ کیلومتر دیگر در جاده خاکی و پر دست انداز می بایستی بسمت مرز تانزانیا حرکت کنیم. ماسای مارا بیشتر بیشه زار است و دانیل در لابلای علف های بیشه دنبال پیدا کردن شیر هایی بود که در حال استراحت روزانه خود هستند. تنها جايي تو عمرم كه رودخانه ديدم و در مورد ماهيگيري و نوع ماهي هاي آن فكر نكردم! اولین صحنه جالبی که دیدیم شکار یک مار در فاصله چند متری خودروی ما توسط یک عقاب بود که با یک شیرجه جانانه مار یک و نیم متری را گرفت و از بالای سر ما پرواز کرد و رفت. بعد از طی مسافت ۳۰ کیلومتری به رودخانه مارا ریور میرسیم . دانیل در محل خاصی دستور توقف خودرو را میدهد و پیشنهاد میکند سریع پیاده شده و چند تا عکس یادگاری با اسب های آبی و کرکودیل های غول پیکر آن بیندازیم. این تنها باری بود که از خودرو پیاده شدیم و حدود ۱۰۰ متر جلوتر دقیقا در کنار لبه پرتگاهی که به رودخانه منتهی میشد لای علف ها شیر ماده تنهایی را دیدیم که مشغول استراحت بود ! بعد از دیدن اسب آبی و شیر و کرکودیل کمی جلوتر با یک گله زیبای زرافه برخورد کردیم که حضور آنها در کنار رودخانه صحنه های بدیعی را بوجود آورده بود. در بالای یک درخت لای علف ها یک چیتا دیدیم که به محض نزدیک شدن فرار کرد و رفت. جلوتر در مسیر برگشت به هتل با تعدادی فیل برخورد کردیم . البته فیل ماده ای هم با فرزند خود در کنار ما بود که ظاهرا از حضور ما شاکی شده و شروع به حرکت بسمت ما کرد و با تذکر من بسرعت از آنجا دور شدیم. تا قبل از غروب آفتاب حتما می بایستی به محل اقامت خود برمی گشتیم و در مسیر مجددا تعدادی شیر را در لای بوته های خشک و زرد رنگ تماشا کردیم. تقریبا می توان گفت یکی از بهترین فصل های بازدید از این منطقه همین زمان می باشد چون در فصلی مثل بهار که بوته ها سبز و بلند هستند خیلی از این حیوانات را نمی توان دید. بعد از برگشت به هتل با دانیل برای فردا صبح زود ساعت ۶ قرار می گذاریم تا دوباره گشتی بزنیم. شب غزال هاي كوچكي آزادانه در محوطه هتل و لا به لاي چادرها مي چرخند . فردا صبح با فاصله کمی کرگدنی را لای علف ها مشاهده می کنیم و براه خود ادمه میدهیم ، صحنه های طلوع آفتاب و دیدن دشت هایی پر از گاو های وحشی و گورخر و غزال انسان را بوجد می آورد. در کنار چاله آبی کوچک که از بارندگی های چند روز گذشته باقی مانده بود با یک جفت شیر ماده و نر جوان برخورد میکنیم که بعد از توقف در کنار انها از روی خوش شانسی کاملا به خودرو ما نزدیک شدند و واقعا با انها فاصله در حدود کمتر از دو متر داشتیم و راننده ما که خیلی هم نترس بود سر آخر مجبور شد شیشه خودرو را کاملا بالا ببرد! تا ساعت ۹ صبح گشتیم و برای صرف صبحانه و تحویل چادر به هتل برگشتیم و آماده حرکت به نایروبی شديم. اين سفر ادامه دارد..... توجه: استفاده از مطالب وبلاگ خال قرمز تنها با ذکر منبع و اجازه نویسنده آن امکان پذیر خواهد بود. برچسبها: سفر به كنيا |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ساعت 11:40 توسط majid
|
|
||