|
|
|
|
|
زنگ تبریک + زنگ تفریح نوروزی نوروزتان مبارک است ، شما خود مبارکید و سال 1394 را مبارک خواهید کرد ودر تمامی روزهای این سال مبارک برای سرسبزی میهن اندیشه های سبز خواهید کرد وبا جدیت و تلاش آنهارا بر عرصه عمل وکار در خواهید آورد. بیائید از هم اکنون برای سالی که در پیش داریم سبز اندیشه کنیم ، میپرسیداز کجا شروع کنیم ؟ خوب از همان آغازش ، یعنی همان لحظه تحویل سال ، خوب برای لحظه تحویل سال چه کار هائی میکردیم ؟ خیلی کا رها ست که باید کرد که یکی از آن کار ها چیدن سفره هفت سین است . پس بیائید از همین جا شروع کنیم و در مورد آن سبز بیندیشیم وببینیم آیا میتوانیم برای امسال آنرا متحول کنیم ؟ یکوقت فکر نکنید میخواهم بگویم که چیدن وتدارک سفره هفت سین را موقوف کنیم ، نه برعکس میخواهم تاکید کنم که این سنت خوب را حتماً بجا آورید منتهی با با یک تغییر. بیائید امسال نوروزمان را با سفره هفت سینی آراسته به هفت نعمت و برکت الهی که بر سر سفره مان هریک نمادی از شکربه درگاه او هستند مانند سیب - سبزه – سنبل – سنجد – سرکه – سمنو – سماق – سیاه دانه – سپند و .... وهر آنچه که طبق معمول سال های پیش بر سر این سفره میگذاشتیم آغازکنیم ولی بدون ماهی گلی .
می پرسید چرا ؟ می گویم به دلائل مختلف ، میگوئید یک دلیلش را بگو که از همه مهمتر است . میخواستم شروع کنم به دلیل آوردن ولی یاد آن حکایت قدیمی افتادم که سرداری به جنگ رفت و شکست خورد . پادشاه چون خبردار شد ، سردار را احضار و از او با خشم پرسید : سردار چرا شکست خوردی ؟ سردار پاسخ داد : به هزار ویک دلیل ، پادشاه گفت خوب دلائلت را بگو . سردار گفت اول اینکه ما اسلحه کافی نداشتیم . پادشاه گفت همین یک دلیل کافی است ، آن هزار دلیل پیشکشت، دیگرلازم نیست بگوئی . من هم میگویم اول اینکه واژه ماهی که با سین شروع نمیشود . درست است که در زبان عربی ماهی میشود سمک ولی سین های هفت سین همه ابتدای اسامی و واژه های فارسی اند نه عربی. خوب بنظرم همین یک دلیل کافی است اما من دلائل دیگری هم دارم که بر اساس آنها اعتقاد دارم باید ماهی گلی را از سر سفره هفت سین کنار بگذاریم ومیخواهم آن دلائل را هم بگویم و اتفاقاً مهمترین دلیلم دلیل آخری است ، اگر چه همان دلیل اول کافی است. هریک از سین های سفره هفت سین یکی ازمحصولات کشاورزی و یا یکی از مشتقات محصولات کشاورزی سرزمین باستانی ایران اند که البته هریک نیز نمادی از عناصر لازم زندگی هستند . خوب پس ماهی در این میان جائی ندارد. همه میدانند که این یک سنت باستانی است که مربوط به پارسی زبانان و سایر اقوام و مللی است که روزگاری بس دور در سرزمین ایران باستان ودر کنار هم بوده اند . اگر در احوالات ماهی گلی سیر کنید خواهید دانست که یک گونه ای است متعلق به چین و خاستگاهش سرزمین ایران باستان نبوده است . خوب حالا بیائیم موضوع را از لحاظ انسانی و حمایت از حیوانات بررسی کنیم ، آیا درست است که جانداری را دریک چیزی شبیه سلول انفرادی زندانی کنیم ، حتی برای مدت چند روز؟ هرچند بسیاری از هموطنان اصلاً ماهی گلی را سر سفره هفت سین نمیگذارند مانند سفره ای که در عکس می بینید ولی من نمیدانم این رسم گذاشتن تنگ بلورین و ماهی گلی بر سر سفره هفت سین از کی باب شده ؟
در گذشته و در زمانی که آپارتمان نشینی هنوز در فرهنگ و شیوه زندگی ما باب نشده بود ، خانه هامان در شهر ها یک حیاطی داشت و یک حوضی که توی آن حوض ماهی گلی هم داشتیم که چند روز مانده به عید یکی دوتا از ماهی ها را میگرفتیم و میگذاشتیم توی یک تنگ بلوری و سر سفره هفت سین و در روز سیزده بدر آنها را دوباره برمیگرداندیم به همان حوض. دراکثر شهرستان ها و در تمامی روستا های کشور بطور کلی ماهی گلی در دسترس نبود وکسی هم ماهی گلی بر سر سفره هفت سین نمی گذاشت. خوب حالا اگر به بازار رفتید و ماهی گلی را خریدید و پانزده ، بیست روزی حیوان را در بند نگهداشتید میخواهید بعد از تعطیلات با آن چه کار کنید؟ اتفاقاً از نظر من بد ترین و نکوهیده ترین قسمت این ماجرا زمانی اتفاق می افتد که ایام نوروز سپری شود و شما بخواهید که تکلیفی برای این حیوان کوچک بیچاره که مدت مدیدی زندان تنگ را تحمل کرده روشن کنید . البته حالا حس حیوان دوستی شما و اعضاء خانواده به شما حکم میکند که ماهی را ببرید و در آبی که حد اقل به بزرگی یک حوض خانگی باشد رهایش کنید. خوب نه شما حوضی دارید و نه هیچکدام از همسایه ها ونزدیکان پس چه اتفاقی می افتد؟ خوب معلوم است : تعدادی از این ماهی ها سر از استخر های پارک ها در می آورند و بقیه در رودخانه ها و دریاچه های سرتاسر کشور تخلیه میشوند بدون آنکه بدانیم عواقب این کار از لحاظ زیست محیطی چیست ؟ میهمان ناخوانده ای را با همه انگل ها و بیماری ها به خانه ای میفرستیم که پس ازچند سال آنقدرتکثیر میشود که جائی برای زندگی و نشو نمای صاحب خانه که همان ماهیان و آبزیان بومی پاک آب های کشوراند نمی ماند. متاسفانه در حال حاضر اکثر رودخانه ها و دریاچه ها به این درد مبتلا هستند، مثل رودخانه و دریاچه سد طالقان که در باره قزل آلای آن قبلاً توضیح دادیم . من خود نمیدانم که چه سازمان و تشکیلاتی در اینکار مسئولیت دارد ولی علیرغم اینکه متاسفانه بعضی رسانه ها هم از سر حیوان دوستی رها سازی این ماهی ها را هر سال و در ایام نوروز تبلیغ میکنند ولی از آنطرف هم ندیده ام ونشنیده ام که کارشناسی یا مدیری از تشکیلات مسئول در این باب در رسانه ای حاضر شود وعواقب رها سازی این ماهیان را درزیستگاه های آبی طبیعی کشور تشریح کند، ازرسانه ها بخواهد از تبلیغ و تشویق این عمل خودداری کنند وسپس مردم را ارشاد و راهنمائی کنند که ماهی های تزئینی خودرا در آب های جویبارها ، رودخانه ها ودریاچه ها رهاسازی نکنند. زنگ تفریح در زنگ تبریک خوب چون این زنگ تفریح مان خیلی تفریحی نبود ، بخشی از آن تبریک بود و بخشی دیگر تقبیح ، یک زنگ کوچولوی تفریحی از خاطرات قدیمی را که هم به ماهیگیری مربوط است و هم به ماهی گلی برایتان نقل میکنم. در منزل قدیمی پدری ام در تهران،آن موقع که شهر تهران هنوزآب لوله کشی نداشت ماهم مانند اکثر منازل تهران هم حوض داشتیم و هم آب انبار . فکر میکنم که سال 1335 یا 36 آب لوله کشی به منزل ما وصل شد ودر اولین فرصت آب انبار را تبدیل به انباری وحوض را هم کوچک کردیم . خوب دراین حوض ماهی گلی هم نگه میداشتیم.وقتی محصل دبیرستان بودم درمحوطه جلوی دبیرستان ما که بزرگترین دبیرستان ایران بود و نام زیبای البرز را داشت و به پایمردی مرحوم دکتر محمد علی مجتهدی ، یکی از خدمتگزاران راستین فرهنگ ما درقرن اخیر همه چیز داشت ، یک استخر بزرگ بود که تعداد زیادی هم ماهی گلی داشت . اتفاقاً در زنگ های تفریح که گاهاً ساندویچی میخریدیم ، باقیمانده نان ساندویچ را میبردیم کنار استخرو خورد میکردیم و میریختیم توی آب . ماهی ها هم بلافاصله برای خوردن این خورده نانها تجمع میکردند. تا یک روز که نزدیک ایام عید بود ودیدم که چند فروشگاه سر راه مدرسه ماهی گلی برای فروش آورده اند، به سرم زد چند تا از این ماهی ها را از استخر دبیرستان بگیرم و ببرم منزل چون حوض مان را تازه تعمیر و داخل آن را آبی رنگ کرده بودیم ولی ماهی در آن نداشتیم.خوب با قلاب میشد آنها را گرفت ولی به دلائل مختلف صلاح نبود . آمدم وروی روش گرفتن این ماهی ها به نحوی که ماهی زخمی نشود و راحت و عملی و بی درد سر باشد فکر کردم .خوشبختانه روش ابداعیم در اولین آزمایش جواب داد و اولین ماهی را گرفتم . برای اینکه بتوانم ماهی را زنده حمل کنم با خود یک شیشه درب دار برده بودم ،تا 3/4 آن را از آب استخر پر کردم وماهی را به دا خل آن انداختم و درب شیشه را بستم ودور شیشه را کاغذ پیچیدم که کسی از همکلاسی ها نبیند وبردم سر کلاس وتوی کیف مدرسه ام گذاشتم. امید نداشتم که ماهی در آن ظرف کوچک تا زنگ بخورد وبروم سوار اتوبوس بشوم زنده بماند. اما وقتی درچهار راه کالج سوار اتوبوس دوطبقه شدم وروی یکی از صندلی های طبقه دوم نشستم و درب شیشه را باز کردم ودیدم که هنوز زنده است خیلی خوشحال شدم. این را هم بگویم که از درس آن ساعت کلاس که زنگ چهارم صبح بود هیچ چیز نفهمیدم و تمام حواسم به این ماهی وآن ظرف کوچکی که در آن بود معطوف بود.وقتی به منزل رسیدم در اولین فرصت وبدون آنکه کسی از اعضاء خانواده بفهمد، محتویات شیشه را ریختم توی حوض و به این ترتیب اولین ماهی را دشت کردم. تقریباً هر روز یک ماهی میگرفتم ومی بردم منزل، تا یک روز مادرم بمن گفت پسر جان مگر حوض ما چند تا ماهی میخواهد داشته باشد؟ چرا هرروز میروی وماهی گلی میخری ؟ مگر چقدر پول داری؟ راستی بگوببینم این همه پول برای خرید این ماهی هارا از کجا آورده ای؟ او میدانست که بودن این همه ماهی در حوض خانه کار چه کسی است و از طرف دیگر میدانست که پولی که من بابت هزینه های هفتگی ام میگیرم کفاف این جور خرج ها را نمیکند. من مجبور شدم حقیقت را بگویم چون اگر دروغ میگفتم به گناهی سنگین ترمتهم میشدم . مادرم وقتی ماجرا راشنید سخت مرا نکوهش کرد وگفت تا پدرت از سفر نیامده و موضوع را نفهمیده ماهی ها را به سر جای اولشان باز گردان. این بود که مجبورشدم پروژه را به صورت معکوس انجام بدهم و ماهی ها را به استخر دبیرستان بازگردانم که به مراتب مشکل تر از مرحله قبل بود. خدارا شکر که اولیاء مدرسه و بخصوص دکتر مجتهدی موضوع را نفهمیدند وبه خیر گذشت. ادامه مطلب...... از همه طبیعت مردان ، ماهیگیران وعلاقمندان به حفظ میراث طبیعی کشورتقاضا دارم از همین نوروز ماهی گلی را از بساط سفره هفت سین کنار بگذارند وبه دوستان و آشنایان خود نیزهمین توصیه را بنمایند ،خاصه ازمدیران محترم وبلاگ های مربوط به ماهیگیری ، ایران گردی و زیست محیطی استدعا دارم این پیام را به کاربران خود برسانند .
سرسبز باشید و در سال جدید تلاش خودرا برای حفظ محیط زیست طبیعی کشور دو چندان کنید. ------------------------------------------------------------------------------------------------------- توجه : زنگ تبریک آخرین مطلب وبلاگ خال قرمز در سال 1393 نخواهد بود برچسبها: زنگ تبریک بقلم آقای مهندس یزدانی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:8 توسط عبدالعلی یزدانی
|
|
||